{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ovary
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[دامپزشکی ]
تخمدان
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
تخمدان
۰
۰
[توسط مترجم]
[دامپزشکی ]
تخمدان
معنی ovary, معنی خذشقغ, معنی ovary, معنی اصطلاح ovary, معادل ovary, ovary چی میشه؟, ovary یعنی چی؟, ovary synonym, ovary definition,
معنی kill time
,
ترجمه kill time
به فارسی,
معنی supracortical;فوق قشری
,
معنی oxidation
,
ترجمه oxidation
به فارسی,
معنی reactive nor is is war related
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی